تبلیغات
عمار نامه - دکتر محمد رضا عارف یازدهمین رییس جمهور ایران ؟!....
 
عمار نامه
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ...
درباره وبلاگ


به قرارگاه عمار خوش آمدید .
تابستان 88 بود که ندای «أین عمار؟» سراسر وجودم را فرا گرفت.که برای من فراتر از یک جمله بود.شاه کلیدی بود برای تحول زندگی ها و مقدمه ای بود که من زندگی را ، اطرافم را و خودم را بهتر از همیشه بشناسم. حال بر آن شدم که بنویسم آنچه را ...

(این وبلاگ به هیچ حزب و جناحی وابسته نیست )

مدیر وبلاگ : عمار پارسی
نویسندگان
و خدایی که در این نزدیکیست ...

از چندی پیش گمانه زنی ها و شایعاتی مطرح شده که از ائتلاف اصلاح طلبان از جمله سید محمد خاتمی با برخی از سران کشور از جمله هاشمی رفسنجانی برای کاندیداتوری دکتر عارف برای ریاست جمهوری دوره ی دهم خبر میدهد. البته هنوز بطور رسمی و علنی همچین خبری اعلام نشده است.                      
               

اگر نگاهی به زندگی دکتر عارف داشته باشیم می بینیم وی در سال 1330 در خانواده ای اصیل و مذهبی در شهر یزد به دنیا آمد.پدر ایشان میرزا احمد عارف یکی از چهره های مذهبی و روشنفکر شهر یزد به حساب می آمد.محمد رضا عارف از کودکی یکی از نابغه های مدرسه و شهر یزد مطرح شد و سرانجام با کسب رتبه ی اول ریاضی کشور در سال 1348 وارد دانشکده فنی تهران شد.
وی در دوران دانشگاه در کنار نیروهای مسلمان و انقلابی حضور داشت و در سال 1352 توسط کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک دستگیر شد. وی با استفاده از بورس تحصیلی دانشگاه صنعتی اصفهان برای ادامه تحصیل عازم امریکا شد و در سال 1359 مدرک دکتری برق خود را از دانشگاه استانفورد نیویورک دریافت کرد. محمد رضا پس از پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و از جمله سمت های مهم او پس از انقلاب :
رییس دانشگاه تهران 1373 تا 1376
وزیر پست و تلگراف و تلفن از سال 1376 تا خرداد 1379،

معاون رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ازسال 1379 تا شهریور 1380 ،

معاون اول رییس جمهور از سال  80 تا 84 و ...

دکتر عارف در کشاکش انتخابات 88 جزء محدود اصلاح طلبانی بود که از میر حسین موسوی حمایت نکرد و بعد از انتخابات نیز بارها مواضع و عملکرد و تندروی های موسوی و کروبی را زیر سوال برد. وی بارها با اشاره به اقدامات ساختار شکنانه سران اصلاحات در حوادث بعد از انتخابات که منجر به هتک حرمت نظام شد گفته بود :"این اشتباه بود که ما برای کنار زدن احمدی نژاد کل اصلاحات را در مقابل کل نظام قرار بدهیم و به مقدسات حمله کنیم . او در مصاحبه ای درباره ی کاندیداتوری موسوی در انتخابات گفته بود موسوی نمیتواند رییس جمهور  دهه چهارم انقلاب باشد اما دوستان به حرف من گوش نکردند و حمل بر حسادت کردند و فکر کردند من خودم میخواهم کاندیدا شوم".

وی، طیف سیاسی اصلاحات را به خاطر اقداماتی که بعد از انتخابات انجام داد، "جریانی رو به مرگ" نامیده که "به این زودی از جا بلند نمی شود" و تاکید کرده است: "اصلاحات رو به مرگ می رود و مرگ اصلاحات با این کارهایی که ما کردیم، نزدیک است".

پس از اینگونه موضع گیری های آقای عارف برخی از نزدیکان ایشان و حتی بسیاری از سران اصلاح طلب به انتقاد از ایشان پرداختند تا جایی که حتی مرد خاکستری اصلاحات ایشان را به دلیل انتقاد از موسوی در جلسات خصوصی به شدت مورد حمله قرار داد. مرد خاکستری اصلاحات در جلسه روحانیون مبارز با حمله شدید به دکتر عارف مواضع وی را فرصت طلبانه خواند.و در این زمینه گفته است :"ما هم در ابتدا نقدهایی به موسوی داشتیم اما الآن موقع نقد موسوی نیست و باید مثل کوه پشت سر او بایستیم.نقدهای آقای عارف از موسوی فقط برای خوش خدمتی به حاکمیت است و او فکر میکند با این مواضع میتواند در انتخابات ریاست جمهوری آینده تایید صلاحیت شود."

اما پس از این مطالب و موضع گیری ها باید کمی درباره آقای عارف تامل کرد.با کمی درنگ و تامل درمی یابیم که اکثر اصلاح طلبان هرگاه در هر انتخاباتی پیروز شدند یا شکست خوردند «یا هرموقع خرشان از پل گذشت یا خرشان در گل گیر کرد!» مواضع و وعده وعیدهای قبل انتخابات را پشت سر میگذاشتند و حتی از ارزش های خود میگذشتند.اگر مروری به مدینه فاضله و آزادی بیان خاتمی داشته باشیم و اگر شال سیادت و قانون گرایی موسوی را مرور کنیم و اگر...

حال آیا  آقای عارف نیز مانند دیگر سران اصلاحات که در این انتخابات اخیر نتوانستند همچون همیشه چهره ی واقعی خود راپنهان نگه دارند نیز تکرار مکررات میکند ؟ آیا واقعا موضع گیری های آقای عارف برای پیروی از حق و عدالت و خدمت به مردم و رضای خداست یا همان خوش خدمتی به حاکمیت؟ و آیا ؟...

باید منتظر موضع گیری های جدید آقای عارف و نزدیکان ایشان باشیم.هنوز پرونده ی آقای عارف برای من بسته نشده.با کمی تحقیقات بر میگردم!

 و باز هم اسفندیار رحیم مشایی !

 





نوع مطلب : به نام اصلاحات، 
برچسب ها :