تبلیغات
عمار نامه - آیا آیه 106 سوره ی نحل در مورد عمار یاسر است؟
 
عمار نامه
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ...
درباره وبلاگ


به قرارگاه عمار خوش آمدید .
تابستان 88 بود که ندای «أین عمار؟» سراسر وجودم را فرا گرفت.که برای من فراتر از یک جمله بود.شاه کلیدی بود برای تحول زندگی ها و مقدمه ای بود که من زندگی را ، اطرافم را و خودم را بهتر از همیشه بشناسم. حال بر آن شدم که بنویسم آنچه را ...

(این وبلاگ به هیچ حزب و جناحی وابسته نیست )

مدیر وبلاگ : عمار پارسی
نویسندگان

آیا آیة 106 سورة‌ نحل دلالت بر تقیه دارد؟در چه مواردی لازم است؟آیا آیه در شأن عمار یاسر است؟

آنچه در تفاسیر آمده است، می‌رساند که آیة شریفة مذکوره در سورة نحل، دلالت بر تقیّه دارد. چنان که مرحوم علامة طباطبایی در تفسیر المیزان و نیز در تفسیر نمودن در ذیل آیه شریفه مذکور و آیات بعد از آن به این مطلب اشاره می کنند.
هم چنین تفاسیر، شأن نزول آیة شریفه را نیز ظاهراً دربارة عمار یاسر می دانند. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیة شریفة مذکور‌، روایتی را از تفسیر مجمع البیان و به نقل از ابن عباس و قتاده، نقل می‌کند که:این آیه دربارة جماعتی نازل شد که اکراه شده بودند، و آن جماعت عمار و پدرش یاسر و مادرش سمیّه و صهیب و بلال مؤذن پیامبر(ص) و خباب، بودند و شکنجه شدند، و در آن شکنجه پدر و مادر عمار کشته و به شهادت رسیدند و عمار با زبانش چیزی به آن‌ها (کفار) داد که راضی شدند،‌ و خدای سبحان جریان را به رسول گرامی اش خبر داد، پس وقتی که جماعتی به آن جناب(ص) خبرآوردند که عمار کافر شد، پیامبر(ص) فرمود:نه، حاشا، عمار از فرق تا قدمش مملوّ از ایمان است و ایمان با گوشت و خونش آمیخته شده است، تا آنکه خود عمار به محضر پیامبر(ص) شرفیاب شد در حالی که گریه می کرد، حضرت(ص) فرمود:چه حال و چه خبر؟عرض کرد:یا رسول الله، خبر بسیار بدی آوردم؛ زیرا رهایم نکردند تا دست به ساحت شما دراز نمودم و خدایان ایشان را به خیر یاد کردم. رسول خدا(ص) شروع کرد اشک های عمّار را پاک کردن، در حالی که می فرمود:‌اگر بار دیگر [کفار] با تو چنین کردند، تو هم همان کار را تکرار کن، سپس این آیة شریف [106] نازل شد.
البته روایات و نقل قول های دیگری از تفاسیر دیگر را مرحوم علامه نقل می‌کند که ما به همین روایت بسنده می‌کنیم.
امّا این که در چه مواردی تقیّه لازم است، عنوان می داریم که:یکی از نکاتی که باید کاملاً به آن توجه داشت، این است که تقیّه در همه جا، یک حکم ندارد، بلکه گاهی واجب و گاهی حرام و زمانی نیز مباح می‌باشد. وجوب تقیه در صورتی است که مسئله بدون اینکه فایدة مهمّی داشته باشد، جان انسان به خطر بیفتد، اما در موردی که تقیه، موجب ترویج باطل و گمراه ساختن مردم و تقویت ظلم و ستم گردد، تقیّه حرام و ممنوع است. اما تقیّه اقسام و انواعی دارد:1ـ "تقیه خوفی" که طبق آیات شریفه قرآن در مورد دعوت انبیا و ابلاغ رسالت الهی منتفی است. 
2ـ "تقیّه تحجیبی"، آن است که گاه انسان برای جلب محبّت طرف مقابل عقیده خود را مکتوم می‌دارد تا بتواند نظر او را برای همکاری در اهداف مشترک جلب کند. 
3ـ "تقیه پوششی" آن است که گاه برای رسیدن به هدف باید نقشه ها و مقدمات را کتمان کند، چرا که اگر بر ملا گردد و دشمنان از آن آگاه شوند، ممکن است آن را خنثی کنند.
زندگی انبیا مخصوصاً پیامبر اسلام(ص) پر است از این گونه تقیّه ها. البته ممکن است تقیه انواع دیگری نیز داشته باشد، همانند "استتار" و یا روش مرحله ای برای بیان حکم خداوند، که نوعی از تقیّه می باشند، که شما در این خصوص می توانید به کتب مربوط به تقیه مراجعه بفرمایید. 
در هر حال تقیه معنای وسیعی دارد که همان:"پوشاندن واقعیتّت ها برای پرهیز و اجتناب از به خطر افتادن هدف ها است".

(به نقل از سایت جواب)





نوع مطلب :
برچسب ها : سوره، نحل، عمار، یاسر، تقیه، طباطبایی، تفسیر المیزان، مجمع البیان،